در جریان آخرین مطالب آموزشی از طریق کانال تلگرام قرار بگیرید. برای ورود به کانال تلگرام اینجا  کلیک کنید

هدفگذاری صحیح

تعداد امتیاز: 0

هدفگذاری صحیح

هدفگذاری صحیح

چکیده :

تنها در صورتی میتوانید برنده معامله بزرگ زندگی تان باشید؛که مطمئن شوید از استراتژی صحیح در هدفگذاری استفاده نمودید.

انسان موجودی هدف محور است؛ یعنی اینکه بدون داشتن هدف ، قادر به ادامه زندگی نیست. فرض کنید که یک روز از خواب بیدار میشوید و نمیدانید باید چه کاری انجام دهید؛ این موضوع امکان ندارد؛ زیرا بلافاصله تصمیم گرفته و فعالیتی را انجام میدهید. بنابرین مشکل در نداشتن هدف نیست؛ بلکه مشکل عدم هدفگذاری بصورت صحیح است. بیش از نود و پنج درصد از افراد ، هدفگذاری ایده آل و صحیح را در زندگی شان تجربه نمیکنند. بنابر آنچه گفته شد؛ همه افراد هدفگذاری را تجربه میکنند. هر آنچه که هستید و به هر نتایجی که تا کنون در زندگی دست یافته اید ، نتیجه اهدافی بوده که تا کنون انتخاب کرده اید. اگر از شرایطی که دارید راضی نیستید ؛ این بدین معنی است که در هدفگذاری دچار اشتباه شده اید.

سه استراتژی در هدفگذاری وجود دارد که دو نوع آن کاملا نادرست است و به اجرا درآوردن آن ؛ یک زندگی متوسط و یا سطح پایینی را برای افراد به ارمغان می آورد. ولی استراتژی نوع سوم ؛ همانی است که افراد موفق، تجربه میکنند و از آن استفاده میکنند. این استراتژیها به این ترتیب هستند:

استراتژی نوع اول: تعیین هدف بصورتی که فرد مطمئن هست که میتواند از عهده آن برآمده و به آن دست یابد.×

این استراتژی نادرست است و البته بسیاری از افراد از این استراتژی استفاده میکنند. بعنوان مثال فرد هدفی را انتخاب میکند که در آن قصد ادامه تحصیل دارد و یا میخواهد ازدواج کند و یا ماشین جدیدی بخرد و یا کسب و کار جدیدی را شروع کند. در این حالتها؛ فرد، مطمئن هست می تواند آن اقدامات را انجام دهد ، بنابرین، آنها را به عنوان هدف، انتخاب می کند. این استراتژی برای هدفگذاری کاملا نادرست است؛ زیرا فرد، تنها به اندازه میزان توانایی که در این لحظه دارد به انتخاب هدف می پردازد. در این حالت انتخاب اهداف بزرگ تر را منطقی نمیداند؛ زیرا فکر میکند انتخاب چیزی که بالاتر از توانایی اش است کاملا غیرمنطقی است. در این نوع هدفگذاری از رشد و پیشرفت چشمگیر، خبری نیست، بنابرین انگیزه بالایی هم وجود نخواهد داشت؛ بعلاوه با تجربه اولین شکست، از هدفش صرفنظر میکند؛ زیرا فکر میکند که توانایی انجام و یا رسیدن به آن را ندارد، پس منطقی نیست که دیگر به هدفش فکر کند.

استراتژی نوع دوم: تعیین هدف بصورتی که فرد مورد نظر ، هدفی را بر می گزیند که فکر میکند توانایی رسیدن به آن را دارد. ×

 این استراتژی نیز کاملا نادرست است و البته افراد بسیاری ، از این استراتژی استفاده میکنند. در این استراتژی فرد مطمئن نیست که از عهده انجام دادن کارهایی که برای دستیابی به هدفش باید انجام دهد، بر می آید. وی هدفی را انتخاب میکند که فکر میکند میتواند به آن دست یابد؛ بنابرین به کمک و نیز کمی حمایت و انگیزه دادن از طرف دیگران ، احتیاج دارد و درصورتی که این اتفاق رخ ندهد انگیزه اش را از دست میدهد و پس از تجربه یک یا چند شکست از هدفش صرفنظر میکند، زیرا دیگر مطمئن میشود که نمیتواند به آن دست یابد، چون دیگر؛ نه از طرف دیگران حمایت میشود و نه انگیزه ای برایش باقی مانده است.

استراتژی نوع سوم: تعیین هدف بصورتی که فرد ، نمیداند چطور میتواند به آن دست یابد، بلکه تنها چیزی که میداند و نسبت به آن اطمینان دارد اینست که میخواهد به آن دست یابد. این استراتژی ، صحیح بوده و از آن به هدفگذاری ایده آل نام برده میشود.

صرف نظر از اینکه چند بار شکست را تجربه میکند و یا چه نتیجه ای کسب می کند به مسیر ادامه میدهد، زیرا راه دیگری جز دست یابی به هدفی که انتخاب کرده وجود ندارد. گزینه دیگر و یا هدف دیگری وجود ندارد، بنابرین اینکه توسط دیگران حمایت شود یا نه ، اهمیتی ندارد و خود، انگیزه لازم و کافی ،برای ادامه مسیر را دارد، چون عاشق ایده ای است که در سر پرورانده. با ترس روبرو میشود، زیرا چاره دیگری وجود ندارد. این فرد را شجاع میخوانند؛ زیرا یاد میگیرد که باید با ترس خود روبرو شود. چون تنها تفاوت میان افراد ترسو و شجاع هم در این نکته است؛ همه افراد میترسند، ولی افراد شجاع کسانی هستند که با ترس شان روبرو شوند.

هدفش را انتخاب میکند ولی نمیداند که چطور میتواند به آن دست یابد. حتما با خودتان میگویید:" چگونه میشود به هدفی دست یافت که نمیدانی چطور  میتوان به آن رسید؟" انتخاب هدف بر عهده ذهن آگاه[1]، است. ذهن آگاه؛ توانایی یافتن پاسخ سوالات و چرا هایی که هنوز جوابش معلوم نشده را ندارد. این ذهن؛ تنها مسئول انتخاب هدف( ایجاد و خلق تصویر و ایده است) است ولی هیچ ایده ای در مورد اینکه چطور باید به آن رسید، ندارد. افرادی که استراتژی نوع اول و دوم را انتخاب میکنند از این موضوع بی اطلاع هستند.

در عوض، ذهن نیمه آگاه[2]؛ که به منبع هستی و هوش بینهایت[3] متصل بوده، مسئولیت رسیدن به هدف مورد نظر را بر عهده می گیرد. کاملا طبیعی است که ندانید چطور میتوانید به هدف بزرگی که تعیین کرده اید ، دست یابید، زیرا در سطح ذهن آگاه به این موضوع فکر میکنید، و از آنجایی که ذهن آگاه، به پاسخ سوال مورد نظر دسترسی ندارد، دچار سردرگمی خواهید شد. ولی ذهن نیمه آگاه، در فرآیند حرکت در مسیر هدف، پاسخ سوالات مختلفی که در ذهن آگاه تولید میشود را ارائه می کند؛ زیرا به منبع هوش بی نهایت، مرتبط است. پاسخ ارائه شده از طرف ذهن نیمه آگاه، توسط ذهن آگاه شناسایی شده و به سطح آگاهی تان آمده و در این لحظه است که باصطلاح فکر انجام دادن کاری به ذهن تان میرسد؛ از خودتان میپرسید که " چطور این ایده به ذهنم رسیده" و به قول معروف از این اتفاق شاخ در می آورید. لطفا شاخ در نیاورید، زیرا این یک اتفاق کاملا علمی است. ایده ها، اطلاعات از اعماق ذهن نیمه آگاه تان به سطح آمده و سپس به ذهن آگاه تان نفوز می کنند و در این لحظه است که شما از وقوع ایده، تصویر، انرژی و فکری؛ آگاهانه از طریق ذهن آگاه با خبر میشوید. بدین ترتیب؛ ذهن نیمه آگاه تان پاسخ بسیاری از سوالاتی که در ذهن آگاه تان ایجاد میشود را بدست می آورد؛ البته کافی است بداند که به چه چیزی میخواهید دست پیدا کنید و چه سوالی است که همیشه در سطح ذهن آگاه[4] به آن فکر میکنید و اینکه  آیا ؛نسبت به دست یافتن به هدفتان ایمان دارید . ایمان داشتن به چیزی؛ یعنی اینکه آن چیز درست است. در واقع ایمان؛ یک اتفاق علمی است یعنی حالتی از ذهن است که ذهن نیمه آگاه را از وقوع اتفاقی ، آگاه می سازد. اگر هدفی را آگاهانه[5] انتخاب کنید و ایمان داشته باشید که سرانجام ، محقق میشود؛ دقیقا از لحظه ای که حالت ذهنی تان در حالت ایمان قرار گیرد؛ ذهن نیمه آگاه تان را از وجود تصویر، ایده و هدفی که در ذهن آگاه تان وجود دارد، با خبر می سازید و از همین لحظه است که ذهن نیمه آگاه؛ وظیفه اش ؛ که پیدا کردن راه حل، فرد ، جواب ، کتاب مناسب و سایر ابزارهایی که برای رسیدن به هدف بزرگ تان مورد نیاز می باشد را به نحو احسن انجام میدهد و این فرآیند را آنقدر ادامه میدهد تا به هدفتان دست یابید.[6]

 


[1] Conscious Mind

[2] Sub- Conscious Mind

[3] Infinite Intelligence

[4] Conscious Mind

[5] Consciously

[6] برای آگاهی از نحوه تعیین هدف و تکنیکهای رسیدن به آن به فصل سوم کتاب " تو موفق بدنیا آمدی"، هدایت محمودی، انتشارات طاهریان مراجعه کنید.

به این مطلب امتیاز دهید

نظرخود را با ما درمیان بگذارید

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

نظرات سایر دوستان