در جریان آخرین مطالب آموزشی از طریق کانال تلگرام قرار بگیرید. برای ورود به کانال تلگرام اینجا  کلیک کنید

کسب و کار پر رونق با پیروی از قوانین دریافت و جبران

تعداد امتیاز: 0

کسب و کار پر رونق با پیروی از قوانین  دریافت و جبران

کسب و کار پر رونق با پیروی از قوانین دریافت و جبران

چکیده :

استفاده از قانون دریافت و جبران میتواند زندگی و کسب و کار شما را متحول کند

 

این ایده: میوه و سبزی فروش

 

      محسن لیسانس خودش را گرفته بود و چند سالی هم بیکار بوده و به هر طریقی که میتوانست به جستجوی کار مناسب پرداخته بود و تقریبا نا امید شده بود، تا اینکه یک روز با کتابی آشنا شده بود که در آن کتاب خوانده بود " همه انسان ها موفق هستند،  زمانی که خودشان بخواهند. تصمیم گیری، اولین اقدامی هست که انسان برای رسیدن به موفقیت باید انجام دهد" . محسن کتاب را چندین بار خواند و با دقت به مطالب آن فکر کرد، او به خواندن کتاب علاقه زیادی داشت و بخوبی میدانست که کتاب خوب و مناسب را باید بدنبالش گشت و زمانی که به آن دست یافتند ، باید کتاب را خوانده،  در مورد مطالبش فکر کرده، و سپس آنرا زندگی کرد. محسن هم دقیقا همین کار را انجام داد. در این کتاب رازهای موفقیت،  به خوبی بازگو شده بود، و چون محسن خواننده خوبی بود به دقت از اصول پیروی کرد.

 محسن که حالا راز موفقیت را فهمیده بود تصمیم گرفت کسب و کاری رو شروع کند، ولی یه مشکل کوچک وجود داشت و آن این بود که او هیچ پولی نداشت، ولی او میخواست که حتما کار خودش را شروع کند. محسن تصمیم گرفت بر اساس قانون بیست/ هشتاد کلیه وسایلی که داشت و جز هشتاد درصدی ها بودند را بفروشد و مقدار کمی هم از پدرش قرض گرفت. محسن عاشق میوه  و سبزیجات بود و سبک زندگی خودش هم طوری بود که به غذاهای سالم علاقه زیادی داشت، بنابرین او تصمیم گرفت به کاری دست بزند که در آن همیشه وقتش را با چیزهایی بگذراند که عاشقش هست برای همین تصمیم گرفت که یک میوه و سبزی فروشی کوچک ولی خاص راه اندازی کند. او قانون دریافت و جبران را خوب می شناخت چون هزاران بار مطالعه کرده و به آنها عمیقا فکر میکرد، بنابرین تصمیم گرفت در کاری که عاشقش هست خودش را به بهترین و ماهرترین فرد در شهر تبدیل کند. او هر شب یک ساعت را به فکر کردن در مورد راههای بهتر شدن در کارش اختصاص میداد و هر ایده ای که به فکرش میرسید را یادداشت میکرد، او خوب میدانست که بیشتر این ایده ها شاید کار نکنند ولی او این را هم میدانست از بین هزاران ایده یقینا چند تا از آنها زندگی کاری اش را متحول خواهند ساخت. او به مطالعه چندین کتاب در مورد شناخت میوه ها و سبزیجات و خواص آنها و انواع غذا هایی که با آنها می شد درست کرد پرداخت  ، پس از مدت کوتاهی،  محسن از هرکس دیگری در شهر خودش میوه ها و سبزیجات را بیشتر میشناخت. با مشتریان خود همیشه با لبخند و مهربانی برخورد میکرد چون میدانست که مشتری همان رئیس محسن هست و او میتواند محسن را از کارش اخراج کند اگر تصمیم میگرفت که دیگر از او خرید نکند. تمام مدت سعی و تلاش محسن در راضی نگه داشتن مشتری بود. همیشه لباس کار زیبا و تمیزی بر تن داشت و تمام مشتریان از مشاوره هایش در خصوص انتخاب میوه و سبزی برای مقاصد مختلف؛ ازجمله کاهش وزن، افزایش وزن، پخت غذاهای مختلف با سبزیجات مختلف و خواص شفا بخش و دارویی هر یک از محصولات و بسیاری از موارد دیگر استفاده میکردند. محسن به خوبی میدانست که هر مشتری راضی را چطور به مشتری وفادار تبدیل کند و او دقیقا اطلاع داشت که بر اساس مطالعات انجام شده هر مشتری راضی چند مشتری دیگر را بهمراه خواهد آورد و این نکته را هم بخوبی میدانست که مشتری ناراضی معمولا تمایل بیشتری به گله و شکایت دارد و قدرت بیشتری در منصرف کردن افراد دیگر به نسبت یک مشتری راضی که قدرت کمتری در متقاعد کردن دیگران دارد. ولی محسن بدرستی از قوانین دریافت و جبران استفاده کرد و هر روز کسب و کارش پر رونق تر میشد و پس از دو سال موفق شد بزرگترین فروشگاه شهر را افتتاح کند و اکنون او چند نیروی جوان و با نشاط را استخدام کرد و  خودش هفته ای سه جلسه مواردی مانند؛ روانشناسی فروش، قیمت گذاری، تقویت روابط و فن بیان، قوانین طبیعت،... را به آنها آموزش میدهد و یک تیم با نشاط و قوی را تشکیل داد.

 

محسن در گذشته زندگی موفقی را تجربه نمی کرد ولی از زمانی که دیدگاه خودش را نسبت به زندگی تغییر داد،  شروع به انجام دادن کارهایی کرد که باید انجام شوند و لذا محسن هر روز خودش و دنیای اطرافش را زیباتر می سازد

به این مطلب امتیاز دهید

نظرخود را با ما درمیان بگذارید

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

نظرات سایر دوستان