در جریان آخرین مطالب آموزشی از طریق کانال تلگرام قرار بگیرید. برای ورود به کانال تلگرام اینجا  کلیک کنید

نقش منطق در موفقیت

تعداد امتیاز: 0

نقش منطق در موفقیت

نقش منطق در موفقیت

چکیده :

در این مقاله به تشریح مقوله منطقی بودن و نقش آن در موفقیت افراد پرداخته میشود

 

 

آیا فرد منطقی هستید؟ منطقی بودن بهتر از غیر منطقی بودن است؟ آیا ترجیح میدهید با فرد منطقی مشورت کنید یا غیر منطقی؟  و یا یک فرد متخصص که شاید غیرمنطقی باشد؟ آیا همیشه لازم است که منطقی باشید؟

ذهن : نرم افزاری است که از طریق آن ، سخت افزاری بنام مغز به فعالیت می پردازد.

الگوی ذهنی: مجموعه باورها، افکار، ایده ها و عادتهایی است که توسط ذهن آگاه آمو خته و مورد تائید قرار گرفته که در نتیجه این اتفاق، در ذهن نیمه آگاه قرار گرفت.

ذهن آگاه: بخشی از ذهن است که چهار درصد فعالیتهای ذهنی را بر عهده دارد. از قابلیت ها و ویژگیهای این ذهن میتوان به این موارد اشاره کرد: توانایی در رد یا تائید کردن ایده، قابلیت دلیل جویی ، مسئولیت انجام فعالیت های ذهنی هوشیارانه و یادگیریها و محاسبات و تجزیه و تحلیل کردن .

ذهن نیمه آگاه: نود و شش درصد از فعالیتهای ذهنی را بر عهده دارد و حدود سی هزار برابر از ذهن آگاه قویتر است. قابلیت رد کردن ایده هایی که توسط ذهن آگاه به آن القاء میشود را ندارد و فقط پذیرنده است. هرگاه ایده ای با احساس همراه گردد به ذهن نیمه آگاه منتقل شده و ثبت میشود. این ذهن مانند خاک است که هر نوع دانه ای را میپذیرد و موجب رشد آن میشود. افکار بمانند دانه هستند، افکار، ایده ها ، آموزه ها و باورهایی که از کودکی تا این لحظه از زندگی تان تایید کردید( البته در کودکی ویزگی رد کردن ایده ها در ذهن آگاه فعال نیست) بخشی ازیک برنامه نرم افزاری پرقدرتی را شکل داده که مسئولیت کنترل زندگیتان را بر عهده دارد.

 

منطق: قبل از اینکه کوپرنیکاس نظریه گردش زمین و مرکزیت خورشید به عنوان یک ستاره که ثابت است در منظومه شمسی ، بصورت عملی گسترش دهد، همه فکر میکردند که زمین ثابت بوده و در مرکز کائنات قرار دارد. تا قبل از آن، مردم گردش زمین را به دور خورشید غیر منطقی میدانستند؛ زیرا آنها با چشمانشان میدیدند که خورشید در طی روز بارها وضعیت خود را در آسمان تغییر داده و در حرکت است، و چرخشی از طرف زمین را حس نمیکردند، بنابرین مطرح کردن این ایده که زمین در حال چرخش است ، کاملا غیر منطقی بود. زمانی که برادران رایت که تنها یک مکانیک تعمیر دوچرخه بودند، ایده پرواز کردن و در هوا ماندن و سفر کردن را مطرح کردند، ایده آنها در نظر مردم و اطرافیانشان مضحک و کاملا غیر منطقی بنظر میرسید. آنها تنها از یک چیز مطمئن بودند و آن هم این بود که فقط میخواستند که پرواز کنند و میتوانند که این کار را انجام دهند، بنابرین از دایره منطق فرا تر رفتند و در نهایت قادر شدند که به هدفشان دست یابند. اگر شما صد سال پیش زندگی میکردید و به شما در مورد موبایل و اینکه چه وسیله ای هست و چه امکانات و قابلیتهایی را میتوانست در اختیار مردم قرار دهد، میگفتند، چه فکری میکردید؟ قطعا فکر میکردید که شخصی که در مورد موبایل با شما صحبت میکرد، کاملا دیوانه شده و صحبتهای وی را کاملا غیر منطقی میدانستید. ولی اکنون این موضوع کاملا منطقی، کاربردی و عادی بنظر میرسد. فکر میکنید چگونه یک موضوع میتواند از حالت غیر منطقی به منطقی تبدیل شود؟ آیا فکر میکنید که اگر دانشمندان از دایره منطق خود خارج نمیشدند، قادر به اختراع موبایل میشدند، آیا اصلا سعی میکردند که بدنبال مطالعه و تحقیق و درنهایت اختراع آن باشند؟ فرآموش نکنید که بر اساس قانون قطبیت، برای هر سوالی که در ذهن انسان ایجاد میشود، در مقابل پاسخی وجود دارد که پاسخ بسیاری از سوالات هنوز برای انسان روشن نشده ولی دانشمندان همواره درحال تحقیق و جستجو بمنظور دسترسی به حقایق هستی هستند و دانستن این موضوع باعث شده تا آنها براحتی مانند انشتین از مرز منطق خود عبور کنند. در واقع این افراد الگوی دهنی شان را تغییر دادند و همواره در طول دوران زندگی به اصلاح این الگو ( الگوی ذهنی) میپردارند. مطالعه این مقاله بمدت سی روز و تفکر عمیق در مورد موضوعات مطرح شده به شما کمک میکند تا الگوی ذهنی تان را تغییر دهید.

دانسته ها و باورهای مشترک انسانها در سطوح مختلف از جمله؛ جهان، قاره، کشور، شهر، روستا، خانواده گروهی از افکار مشترک را شکل میدهند که  توسط افراد پذیرفته شده اند. برای همین است که بعضی موضوعات ،جزئی از منطق جهانی هستند و برخی ها کشوری و ... . منطق تنها به موضوعات بزرگ مانند امکان اختراع چیزی و یا گرد بودن زمین و غیره اختصاص ندارد، بلکه بر اساس تصویر ذهنی و دریافت درونی از خودی که در ذهن نیمه آگاهتان دارید، دایره منطق خود را تعیین میکنید. بعنوان مثال شاید شما انجام دادن کاری را در توان خود نبینید ، درصورتی که انجام دادن آن را برای دیگران منطقی میدانید. همین نکته باعث میشود که در زندگی روزمره، بصورت روزانه از انجام دادن بسیاری از کارها خودداری کنید؛ زیرا ذهن نیمه آگاه تان بر اساس الگوی ذهنی موجود  ، انجام دادن آن کار را غیر منطقی میداند. در پایان ، از شما میخواهم که مانند همه افراد موفق ؛ غیر منطقی باشید. هدفگذاری کنید و در هدفگذاری تان کاملا غیر منطقی باشید و فقط تعیین کنید که چه میخواهید، چقدر میخواهید و تا کی میخواهید.سپس برای دستیابی به اهدافتان برنامه ریزی کنید، طوری که هر ساعت از روز دقیقا بدانید که به انجام دادن چه کاری مشغول هستید.

به این مطلب امتیاز دهید

نظرخود را با ما درمیان بگذارید

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

نظرات سایر دوستان